
انوری
شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین
۱
ای زمان فرع زندگانی تو
زندگانیت جاودانی باد
۲
وی جهان شادمان به صحبت تو
همه عمرت به شادمانی باد
۳
امر و نهی تو بر زمین و زمان
چون قضاهای آسمانی باد
۴
بر در و بام حضرت عالیت
که بهشتش بنای ثانی باد
۵
روز و شب خدمت قضا و قدر
پردهداری و پاسبانی باد
۶
با فلک مرکب دوام ترا
هم رکابی و هم عنانی باد
۷
خضر و اسکندری به دانش و داد
شربتت آب زندگانی باد
۸
تو توانا و ناتوانی را
با مزاج تو ناتوانی باد
۹
تا به پایان رسد زمانهٔ پیر
جاه و بخت ترا جوانی باد
۱۰
هست فرمانت بر زمانه روان
دایمش همچنین روانی باد
۱۱
ملک و اقبال و دولت و شرفت
این جهانی و آن جهانی باد
تصاویر و صوت


نظرات