عطار

عطار

غزل شمارهٔ ۶۶۳

۱

در رهت حیران شدم ای جان من

بی سر و سامان شدم ای جان من

۲

چون ندیدم از تو گردی پس چرا

در تو سرگردان شدم ای جان من

۳

در فروغ آفتاب روی تو

ذرهٔ حیران شدم ای جان من

۴

در هوای روی تو جان بر میان

از میان جان شدم ای جان من

۵

خویش را چون خام تو دیدم ز شرم

با دلی بریان شدم ای جان من

۶

تا تو را جان و دل خود خوانده‌ام

بی دل و بی جان شدم ای جان من

۷

چون سر زلف توام از بن بکند

بی سر و بن زان شدم ای جان من

۸

من بمیرم تا چرا با درد تو

از پی درمان شدم ای جان من

۹

چون رخت پیدا شد از بی طاقتی

در کفن پنهان شدم ای جان من

۱۰

بر امید آنکه بر من بگذری

با زمین یکسان شدم ای جان من

۱۱

خاک شد عطار و من بر درد او

ابر خون افشان شدم ای جان من

تصاویر و صوت

دیوان عطار به کوشش بدیع الزمان فروزانفر - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۵۲۶
دیوان غزلیات و قصاید عطار به کوشش دکتر تقی تفضلی - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۵۶۵
دیوان عطار به اهتمام و تصحیح تقی تفضلی - فرید الدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۶۳۳
دیوان عطار نیشابوری (قصاید، غزلیات، ترجیعات، ترکیبات و فتوت نامه) حواشی و تعلیقات م. درویش - فریدالدین عطار نیشابوری - تصویر ۵۴۴

نظرات

user_image
پارسا اوسطی
۱۴۰۱/۱۰/۱۱ - ۰۴:۵۳:۰۶
عالم از روی تو حیران است . ای معشوق من            رویت از چشم ماپنهان است. ای محبوب من