
قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۲
۱
برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
صد آتشخانه باید تا کند روشن چراغم را
۲
بهارم خرمی از تازهروییهای او دارد
وگرنه غنچهای دارد به دل سامان باغم را
۳
نیم گمگشته شوق چراغ و آرزوی گل
چرا از بلبل و پروانه میجویی سراغم را
۴
ز چشمم چند جوشد خون دل چون باده ای ساقی
به رغم دیده پرخون بیا پر کن ایاغم را
۵
پریشان شد دماغم ای نسیم صبحدم برخیز
ز بوی سنبل زلفش معطر کن دماغم را
۶
دلم را طاقت محرومی غم کی بود قدسی؟
فراق صحبت پروانه میسوزد چراغم را
نظرات