
قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۲
۱
عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
هرکسی از داغ سوزد، من ز مرهم سوختم
۲
خندههای شادی گل در چمن داغم نکرد
غنچه را دیدم غمی دارد، ازان غم سوختم
۳
در محبت شعله افزون گردد آتش را ز آب
تا چو شمعم بود در هر قطرهای نم، سوختم
۴
بس که دارم ذوق غم، هرجا که دیدم ماتمیست
من در آن ماتم، فزون از اهل ماتم سوختم
نظرات