
قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۱ - تعریف باغ جهانآرا
۱
ندارد دهر، جای دل فروگیر
به از باغ جهانآرای کشمیر
۲
درین گلشن به کس ننمود گل رو
نشد تا غنچهاش تعویذ بازو
۳
ندارد دل جدا از سنبلش تاب
که یک جا خورده با زلف بتان آب
۴
گلش پرورده ابر کرامت
زکات قامت سروش، قیامت
۵
به سرو این چمن زد دست، طوبی
که در عالم سمر گردد به خوبی
۶
دل سروش ز آزادی نشد ریش
گرفتارست پیش جلوه خویش
۷
به هم سرکرده گلها عشقبازی
به بلبل داده خط بینیازی
۸
ز فردوس است خرمتر، نهادش
ز آب خضر روشنتر، سوادش
نظرات