خاقانی

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۱

۱

جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا

باز هم در خط بغداد فکن بار مرا

۲

باجگه دیدم و طیار ز آراستگی

عیش چون باج شد و کار چو طیار مرا

۳

رخت کاول ز در مصطبه برداشتیم

هم بدان منزل برداشت فرود آر مرا

۴

سفر کعبه به صد جهد برآوردم و رفت

سفر کوی مغان است دگر بار مرا

۵

پیش من لاف ز شونیزیه شونیز مزن

دست من گیر و به خاتونیه بسپار مرا

۶

گوئیم حج تو هفتاد و دو حج بود امسال

این چنین تحفه مکن تعبیه در بار مرا

۷

گوئیم کعبه ز بالای سرت کرد طواف

این چنین بیهده پندار مپندار مرا

۸

من در کعبه زدم کعبه مرا درنگشاد

چون ندانم زدن آن در ندهد بار مرا

۹

دامن کعبه گرفتم دم من درنگرفت

درنگیرد چون نبیند دم کردار مرا

۱۰

شیرمردان در کعبه مرا نپذیرند

که سگان در دیرند خریدار مرا

۱۱

مغکده دید که من رد شدهٔ کعبه شدم

کرد لابه که ز من مگذر و مگذار مرا

۱۲

سوخته بید منم زنگ زدای می خام

ساقی میکده به داند مقدار مرا

۱۳

حجرالاسود نقد همگان را محک است

کم عیارم من از آن کرد محک‌خوار مرا

۱۴

زین سپس خال بتان بس حجرالاسود من

زمزم آنک خم و کعبه در خمار مرا

۱۵

خانقه جای تو و خانهٔ می جای من است

پیر سجاده تو را داده و زنار مرا

۱۶

باریا دین به بهشتت نبرد وز سر صدق

برهاند همه زنار من از نار مرا

۱۷

نیست در زهد ریائیت به جو سنگ نیاز

واندرین فسق نیاز است به خروار مرا

۱۸

اندران شیوه که هستی تو، تو را یار بسی است

و اندرین ره که منم، نیست کسی یار مرا

۱۹

لاله می خورد که از پوست برون رفت تو نیز

لاله خوردم کن و از پوست برون آر مرا

۲۰

می خوری به که روی طاعت بی‌درد کنی

اندکی درد به از طاعت بسیار مرا

۲۱

گل به بیل تو ندارم من و گلگون قدحی

می‌خورم تا ز گل گور دمد خار مرا

۲۲

می‌خورم می که مرا دایه بر این ناف زده است

نبرد سرزنش تو ز سر کار مرا

۲۳

چند تهدید سر تیغ دهی کاش بدی

دست در گردن تیغ تو حلی‌وار مرا

۲۴

از تو منت نپذیرم که ملک‌وار چو شمع

تخت زرین نهی اندر صف احرار مرا

۲۵

منتی دارم اگر بر سر نطعم چو چراغ

بنشانی خوش و آنگه بکشی زار مرا

۲۶

کس به عیار فرستادی و گفتی که به سر

خون بریزد به سر خنجر خونخوار مرا

۲۷

وز پی آنکه ز سر تو خبردار شوم

کس فرستاد به سر اندر عیار مرا

۲۸

تیغ عیار چه باید ز پی کشتن من

هم تو کش کز تو نیاید به دل آزار مرا

۲۹

تو نکوتر کشی ایرا تو سبک دست تری

خیز و برهان ز گراندستی اغیار مرا

۳۰

کافر و مست همی خوانی خاقانی مرا

کس مبیناد چو او مؤمن و هشیار مرا

تصاویر و صوت

دیوان خاقانی شروانی به اهتمام ضیاء الدین سجادی - افضل الدین بدیل بن علی نجار - تصویر ۱۱۷
دیوان خاقانی شروانی  به اهتمام میر جلال‌الدین کزازی - ج ۱ (چامه ها و ترکیب بندها) - خاقانی شروانی - تصویر ۶۷

نظرات

user_image
رسته
۱۳۸۷/۰۳/۱۱ - ۱۷:۰۲:۵۶
مصرع آخر ، بین 30 غلط املایی : غلط : ممندرست : مؤمن
پاسخ: مطابق فرموده تصحیح شد.
user_image
محسن حیدرزاده جزی
۱۳۹۵/۰۳/۲۵ - ۲۰:۰۱:۱۸
در بیت پنجم ،حانوتیه، اشتباها خانوتیه ثبت شده است.
user_image
علا
۱۳۹۵/۱۱/۱۳ - ۱۳:۵۶:۰۹
در مصراع اول بیت سه برداشته ایم صحیح میباشد.
user_image
امیر اصغری
۱۳۹۷/۰۲/۲۹ - ۰۹:۰۴:۱۹
در بیت سوم، "برداشتی ام" اگر بنویسید، اشتباه نمی خواند خواننده.در بیت پنجم هم، حانوتیه صحیح است، که به معنای میکده است. حرف شاعر هم در این ابیات، حرف از می و میکده است. در تصحیح کزّازی هم حانوتیه آمده.بعد، در مصرع اول همین بین پنجم، بین "شو" و "نیز" باید فاصله باشد، دو کلمه اند.
user_image
امیر اصغری
۱۳۹۷/۰۲/۲۹ - ۰۹:۰۶:۳۵
بیت 9، کلمه قافیه کردار است، د به آن چسبیده اشتباهاً.
user_image
امیر اصغری
۱۳۹۷/۰۲/۲۹ - ۰۹:۰۸:۵۷
گل به نیل تو ندارم من و... / "گِل به بیل تو..." درست است.
user_image
امیر اصغری
۱۳۹۷/۰۲/۲۹ - ۰۹:۱۱:۲۸
بیت آخر؛ مصرع اول: "خاقانی را" مصرع دوم؛ "کس مبیناد چو تو..."