خیام

خیام

رباعی شمارهٔ ۳۴

۱

در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

او را نه بدایت نه نهایت پیدا‌ست

۲

کس می‌نزند دمی در این معنی راست

کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست؟

تصاویر و صوت

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 29
زهرا بهمنی :
داوود ملک زاده :
نازنین بازیان :
علی قلندری :

نظرات

user_image
میلاد
۱۳۸۹/۰۸/۲۳ - ۰۹:۰۷:۱۶
از نظر من کس می نزند دمی در این معنی راست کس دم نزند دمی دراین معنی راست می باشد
user_image
محسن
۱۳۸۹/۱۱/۰۲ - ۰۵:۲۱:۲۰
به نظر این حقیر مصرع دوم بیت اول بایستی بدین گونه اصلاح شود:آن را نه بدایت نه نهایت پیداست
user_image
روزبه
۱۳۹۰/۱۱/۲۴ - ۱۵:۳۲:۲۹
تا قبل از این رباعی را به این صورت در ذهن داشتم:دوری که در او آمدن و رفتن ماستاو را نه بدایت نه نهایت پیداستکس می نزند دمی در این معنی راستکاین آمدن از کجا و رفتن به کجاستتفاوت با شعر درج شده در مصرع اول بیت اول است. در ضمن به یاد دارم زمانی در برنامه ای از تلویزیون مصرع اول بیت دوم را به این شکل خواندند:کس می نزند دمی در این معنی ِ راستیعنی به کلمه «معنی» یه کسره دادند، که من اگرچه مطمئن بودم با توجه به فلسفه ی خیام، ولی باز از اساتید ادبیات سوال کردم و تایید کردند که خوانش صحیح آن بدین صورت است:کس می نزند دمی در این معنی، راستیعنی به سکون «معنی»
user_image
روزبه
۱۳۹۰/۱۱/۲۴ - ۱۵:۳۳:۴۷
سعی می کنم نسخه ای که این رباعی رو به شکل مذکور در اون خوندم پیدا کنم و مشخصاتش رو ارسال کنم
user_image
رها
۱۳۹۱/۰۵/۲۸ - ۱۵:۴۲:۵۳
مصرع اول کسره ندارد ،اشتباه خوانده شده است ،صورت صحیح بدون کسره است.
user_image
حامد
۱۳۹۱/۰۸/۱۷ - ۱۴:۴۰:۵۷
در گرداوری دیگری از رباعیات که داشتم ، در مصرع اول بیت دوم به جای "معنی"، "عالم" نوشته بود. بدین معنا که "کسی در عالم در این مورد دمی راست نرند". نمیدانم کدام صحیحست. به هر حال خسته نباشید!
user_image
فرید
۱۳۹۵/۰۲/۲۴ - ۱۲:۵۵:۴۸
به نظر من این طوری درسته :در دایره‌ای که آمد و رفتن ماستاو را نه بدایت نه نهایت پیداستکسی نزند دمی در این معنیِ راستکاین آمدن از کجا و رفتن به کجاستبرداشت من این طوری هست :منظور از "او" انسان هست نه دایرهدم نزدن یعنی اعتراض نکردنمنظور از معنیِ راست همون مصراع آخر هست
user_image
فرید
۱۳۹۵/۰۲/۲۵ - ۰۳:۳۱:۲۶
"می نزند" احتمال داره که همون "نمی زند" باشهدر این صورت مصرع اول از بیت دوم به این صورت میشه :کس نمی زند دمی در این معنیِ راستمعنی بیت دوم با معنی این بیت نزدیک هست :وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنودکاین آمدن و رفتنم از بهر چه بودیعنی اینکه چرا مردم در مورد مسئله به این مهمی بحث یا اعتراضی نمیکنن.
user_image
ATAA
۱۳۹۵/۰۹/۰۶ - ۰۳:۰۲:۰۲
من اینجوری شنیدمدر دایره ای کامدن و رفتن ماست.
user_image
ATAA
۱۳۹۵/۰۹/۰۶ - ۰۵:۵۱:۳۴
خیام درینجا جهان هستی رو ازلی و ابدی معرفی کرده و به یک دایره بی سر و ته تشبیه کردهاما این انسان ها هستند که آمد و رفت دارن و کسی هم نمیدونه ایا قبل و بعد از این آمد و شد حیات دیگری وجود دارد یا خیر.برعکس مذهبیون که دنیا را محدث و دارای آغاز و پایان میپندارند و برعکس انسان را خالد و ابدی!!
user_image
مردم
۱۳۹۷/۰۳/۱۵ - ۰۱:۳۸:۱۰
چیزی که از این بیت به ذهن من رسید اشاره خیام به بازگشت دوباره انسان به چرخه حیات میاد و تفکر خیام به قضیه تناسخ رو میشه تا حدودی در این ابیات مورد توجه قرار داد.
user_image
حسین،۱
۱۳۹۷/۰۳/۱۵ - ۱۰:۰۹:۴۵
مردم جان در تعبیر تناسخ اشتباه می کنیتناسخ دمیدن روح در : ماده ، گیاه ، حیوان یا انسان دیگر است بعد از مرگخیام ، ابداً به بازگشت روح اشاره نمی کند زنده باشی
user_image
علی خیاط
۱۳۹۷/۱۱/۰۳ - ۲۳:۲۴:۱۱
خیام در این رباعی بکاز بزرگترین مسایل فلسفی را مطرح می کند ،عنصر گردیدن که اولین بار فلاسفه یونانی مطرح نمودند و بعد در افلاطون و اریطو کلید اصلی جهان هستی شد ،همه چبز در حال گردیدن است هیچ چیز ثابت نییت و این چرخش لازمه بفای جهان هستی است ،ابرها می بارند از فلل مرتغع در دریاچه ها و دریا سرازیر سده و دو باره تبخیر شده و بدین ترتیب زندگی امکان می یابد ،کهکشانها ستاره ای نابود و تبدیل به سیاه چاله می شود ولی در همان حال ستاره جدید متولد میشود،و کل پا برجا مب ماند تک تک موجودات بدنیا می ایند ،پیر می شوند و میمیرند و در همان حال موجودات دیگر پا له عرصه مب گذارند ولی کل پایدار ایت و اقولا مفهوم زندگی همین است اگر چیزب تابت بماند مانند مرداب می گندد و متعفن می سود ،زندگی یعنی گردیدن و این نه اغاز دارد ن پایان
user_image
آن من!
۱۳۹۸/۰۳/۰۸ - ۰۶:۰۷:۵۰
قادر مطلق است این ابر مرد! توانست با همین چهار مصرع، توازنِ منطقی ای از درکِ هستی را بنمایاند. ثابت می کند که نه بدایت و نه نهایت دارد و اگر کسی خلاف این می گوید باید نشان دهد نه اینکه سندش قابلِ تماشا نباشد.خیام! مهین کلامت را به گوشِ جان می سپاریم.
user_image
parsa
۱۳۹۸/۰۴/۲۱ - ۱۲:۲۵:۲۳
یعنی این رباعی رو باید با طلا نوشت
user_image
بهرام مشهور
۱۳۹۸/۰۸/۱۹ - ۱۵:۳۰:۴۶
رباعی فوق بر اساس نسخه معتبری که ادوارد فیتز جرالد از روی آن اشعار خیام را به انگلیسی ترجمه کرد چنین می باشد امید که خردمندی رباعی فوق را تصحیح نماید :در دایره ای کامدن و رفتن ماستآن را نه نهایت نه بدایت پیداستکس می نزند دمی در این معنی راستکاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست ؟
user_image
احمد نیکو
۱۳۹۸/۱۱/۱۷ - ۱۴:۱۵:۰۰
رباعی بدین متن صحیح است: در دایره ای کآمدن و رفتن ماست  او را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این معنی راست  کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست؟
user_image
حماسه ایرانی
۱۳۹۹/۰۳/۲۳ - ۱۰:۴۰:۱۵
بدون هیچ شک و تردیدی صورت صحیح این رباعی این است.در دایره ای که آمد و رفتن ماست آنرا نه بدایت نه نهایت پیداستکس می نزند دمی در این معنی راستکاین آمدن از کجا و رفتن به کجاستدر فارسی ضمیر او که در این شعر آمده برای شخص بکار می رود. برای اشیا یا مفاهیم ،ضمیر آن و این استفاده شده است که ضمیر اشاره گفته می شود. پس او را در مصرع دوم بیت اول کاملا غلط است. کس می نزند دمی درست است. دوست عزیز آقای میلاد که نوشته اند به نظرشان کس دم نزند دمی درست است، باید توجه کنند که دمی در این رباعی لحظه ای معنی دارد یعنی هیچکس لحظه ای حقیقت مصرع دوم را نمی تواند زیر سوال ببرد و اگر ببرد راست نگفته است. در حالی که دم نزند پیشنهادی آقای میلاد معنی نفس کشیدن می دهد که به هیچ رو در این رباعی شاهکار خیام نمی تواند معنی درست را برساند. در واقع خیام در این رباعی شک و تردید خود را نسبت به کسانی ابراز می کند که جهان و هر چه در او هست را از حفظ می دانند و به نظر می رسد، قبل از آفریدن این جهان با آنها مشورت شده است. شک و تردید در همه چیز ویژگی خیام است و همی ویژگی او را از شاعران دیگر ایران ممتاز می کند.
user_image
سمیه
۱۳۹۹/۰۷/۰۲ - ۱۳:۵۵:۴۴
در دایره ای کامدن و رفتن ماستان را نه بدایت نه نهایت پیداستفکر کنم به این صورت باید باشه
user_image
افسانه چراغی
۱۳۹۹/۱۱/۱۶ - ۱۱:۰۶:۵۷
می‌نزند دمی: دم نمی‌زند- دم زدن: سخن گفتن، حرف زدنراست: درست- این معنی: کل مصرع دوممعنی بیت دوم:کسی درباره این که آمدن از کجا و رفتن به کجاست، درست نمی‌گوید (
پاسخ درستی نمی‌دهد).
user_image
حمیدرضا
۱۴۰۰/۰۵/۲۷ - ۰۵:۴۶:۱۲
در مقالهٔ «خیام و آگاهی‌های تازه» به قلم محمدافشین علایی (مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۱۳۱، تیر ۱۳۹۸) اشاره شده که این رباعی در مرصاد العباد نجم رازی (تألیف ۶۱۸ الی ۶۲۰ ق) به این صورت از خیام نقل شده است:«یکی از فضلا که به نزد ایشان به فضل و حکمت و کیاست معروف و مشهور است و آن عمر خیام است از غایت حیرت در تیه ضلالت او را جنس این بیتها می‌باید گفت و اظهار نابینایی کرد: در دایره‌ای کآمدن و رفتن ماست ...»
user_image
حبیب شاکر
۱۴۰۰/۱۲/۰۶ - ۰۷:۳۰:۲۵
سلام بر یاران چرخ فلکی که مأمن انسانهاست هرچند شروع و غایتش ناپیداست نظمی که در آن هست بما می گوید کز ناحیه ی ناظم خوب و داناست تشکر
user_image
میــــرِ سلطان احمـــد
۱۴۰۰/۱۲/۰۶ - ۱۸:۲۸:۳۸
حبیب شعرهای خوبی میگی سالها پیش دوست دیگری مانند شما اشعاری اینجا مینوشت اما دیگر ایشان را ندیدیم تا سر ذوق شعری بیشتر شعراتو بگو روی کاغذ داشته باشی مدام نگاه کن شعرت را شاید کلمات بهتری به ذهنت رسید و توانستی رباعی بهتری بسرایی یا همان رباعی را دوتا رباعی بسرایی