خیام

خیام

رباعی ۲

۱

آورد به اِضطرارم اوّل به وجود،

جز حیرتم از حیات چیزی نفزود،

۲

رفتیم به اِکراه و ندانیم چه بود

زین آمدن و بودن و رفتن مقصود!

تصاویر و صوت

سهیل قاسمی :
سایه :

نظرات

user_image
ناشناس
۱۳۹۱/۱۱/۱۴ - ۰۰:۵۵:۰۴
به نظر اینجانب این حیرت وسر گردانی نه تنها در ابیات خیام که در ابیات شاعران دیگر ان من جمله حافظ ،مولوی و...دیده می شود؛خیام در جایی دیگر می فرماید:اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حل معما را نه تو خوانی ونه منحافظ: از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود زینهار از این بیا بان وین راه بی نهایتمولوی:آمدم آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
user_image
بهرام مشهور
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۰۲:۴۳:۰۸
عبارت درست مصرع آخر چنین است :زین آمدن و ماندن و رفتن مقصود
user_image
اردشیر
۱۳۹۲/۱۰/۱۰ - ۱۶:۲۸:۴۹
با سلامنشانه تعجبی در پایان رباعی امده که خواننده را در بیت اخر کنجکاو می کند به هر روی مقصود در فرهنگ دهخدا به معنی طلب شده و در فرهنگ فارسی عمید و معین به معنی هدف مراد و نیت امده است با احترام
user_image
امیرعلی
۱۳۹۴/۰۳/۰۹ - ۱۱:۵۰:۵۵
جانان چرا رباعیات فیلتر شده ..نکند خیام کافر است؟
user_image
سید محمد
۱۳۹۵/۰۹/۱۲ - ۰۴:۰۳:۵۶
با توجه به قاعده دال و ذال که در قافیه این شعر رعایت نشده، به احتمال بسیار زیاد این رباعی از آن خیام نیست
user_image
حمید سامانی
۱۳۹۶/۰۸/۰۸ - ۰۰:۰۵:۱۹
قافیه این رباعی دو حرف •واو و دال" یعنی "ود" است
user_image
رهگذر
۱۳۹۷/۱۲/۱۸ - ۰۹:۵۴:۱۴
از اشعار خیام بخوبی مشخص است که بسیار در سخنوری هوشمند بوده و فرهنگ تربیتی خاص خودش را داشته که هرگز اعتقاد نداشته از نصیحت و ارشاد میتوان تربیت کرد و به دیگران آموخت . او دقیقا از نادانی مردم اطراف خود پیداست که رنج میبرده از اینکه خودشان را چنان مشغول دنیا کرده اند که گویی وقت نیست و اگر غافل شوند دیگران بقیه مادیات و چیزهای دنیای فانی را برای خود جمع حواهند کرد او در این رباعی سعی کرده به دیوار بگوید که در بشنود ...خودش را در جایگاه مردم نادان اسیر دنیا قرار داده و به خودش اشاره کرده که جماعت رفتار خود را انکار نکنند و بیشتر با خود و دنیا لجبازیی کنند و سعی نکنند این اشعار را حفظ نکنند و برای هم نخوانند ...دقیقا وقتی میگوید جز حیرتم از حیات چیزی نفزود دقیقا اشاره دارد که اگر قرار بود ما برای مال اندوزی و جمع آوری چیزهای این دنیای فانی این جا باشیم آنها را با تولدمان همزمان به ما میداد تا برایش اینقدر خودمان را به زحمت نیاندازیم ...وگرنه حیرت ما را از ناباوریهای هستی یکسره تا آخر عمر بیشتر نمیکرد ....آنچه را که هر روز بیشتر و بیشتر میشود در ما حیرت از حیات است پس تمام راز خلقت را باید از رمزگشایی این مصرع کشف کنید ....خیام راحت به دس نیاورد حکمت را و راحت هم عرضه نکرده و تمام رباعیات او چیستانهایی ستند که رموز و حکمت هایی را که او درک کرده در خود نهفته دارند ....تنها تاسف من این است که از سر بی تجربه گی این چیستانهای خیام که بصورت اشعار گفته است ...خیلی ساده بصورت شعر و معنی لفظی کلمات خوانده و معنی و تفسیر میشوند ...بسیار کودکانه و ابتدایی
user_image
اسک
۱۴۰۲/۱۰/۱۶ - ۰۹:۵۴:۱۵
چرا از عبارت اضطرار برای آمدن به این دنیا استفاده کرده؟