مولانا

مولانا

بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن

۱

شوی گفتش چند جویی دخل و کشت

خود چه ماند از عمر افزون‌تر گذشت

۲

عاقل اندر بیش و نقصان ننگرد

زانک هر دو همچو سیلی بگذرد

۳

خواه صاف و خواه سیل تیره‌رو

چون نمی‌پاید دمی از وی مگو

۴

اندرین عالم هزاران جانور

می‌زید خوش‌عیش بی زیر و زبر

۵

شکر می‌گوید خدا را فاخته

بر درخت و برگ شب نا ساخته

۶

حمد می‌گوید خدا را عندلیب

کاعتماد رزق بر تست ای مجیب

۷

باز دست شاه را کرده نوید

از همه مردار ببریده امید

۸

همچنین از پشه‌گیری تا به پیل

شد عیال الله و حق نعم المعیل

۹

این همه غمها که اندر سینه‌هاست

از بخار و گردِ باد و بود ماست

۱۰

این غمان بیخ‌کن چون داس ماست

این چنین شد و آنچنان وسواس ماست

۱۱

دان که هر رنجی ز مردن پاره‌ایست

جزو مرگ از خود بران گر چاره‌ایست

۱۲

چون ز جزو مرگ نتوانی گریخت

دان که کلش بر سرت خواهند ریخت

۱۳

جزو مرگ ار گشت شیرین مر ترا

دان که شیرین می‌کند کل را خدا

۱۴

دردها از مرگ می‌آید رسول

از رسولش رو مگردان ای فضول

۱۵

هر که شیرین می‌زید او تلخ مرد

هر که او تن را پرستد جان نبرد

۱۶

گوسفندان را ز صحرا می‌کشند

آنک فربه‌تر مر آن را می‌کشند

۱۷

شب گذشت و صبح آمد ای تمر

چند گیری این فسانهٔ زر ز سر

۱۸

تو جوان بودی و قانع‌تر بدی

زر طلب گشتی، خود اول زر بدی

۱۹

رز بدی پر میوه چون کاسد شدی؟

وقت میوه پختنت فاسد شدی

۲۰

میوه‌ات باید که شیرین‌تر شود

چون رسن تابان، نه واپس‌تر رود

۲۱

جفت مایی جفت باید هم‌صفت

تا برآید کارها با مصلحت

۲۲

جفت باید بر مثال همدگر

در دو جفت کفش و موزه در نگر

۲۳

گر یکی کفش از دو تنگ آید به پا

هر دو جفتش کار ناید مر ترا

۲۴

جفت در یک خرد وان دیگر بزرگ

جفت شیر بیشه دیدی هیچ گرگ

۲۵

راست ناید بر شتر جفت جوال

آن یکی خالی و این پر مال مال

۲۶

من روم سوی قناعت دل‌قوی

تو چرا سوی شناعت می‌روی

۲۷

مرد قانع از سر اخلاص و سوز

زین نسق می‌گفت با زن تا بروز

تصاویر و صوت

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 74
مثنوی معنوی ( دفتر اول و دوم ) بر اساس آخرین تصحیح نیکلسون و مقابله با نسخهٔ قونیه به کوشش حسن لاهوتی - جلال الدین محمد بن محمد مولوی - تصویر ۱۷۶
مثنوی معنوی ـ ج ۱ و ۲ و ۳ (براساس نسخه قونیه) به تصحیح عبدالکریم سروش - مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) - تصویر ۱۵۱
عندلیب :

نظرات

user_image
امین کیخا
۱۳۹۲/۰۸/۱۰ - ۱۲:۵۳:۱۳
یال معنی عیال می دهد و فارسی است .
user_image
غلامرضا گوهری
۱۳۹۷/۰۵/۱۲ - ۰۹:۴۰:۱۳
با سلامدر مورد مصرع شب گذشت و صبح امد ای تمر تمر را به معنی تیمور گرفته اند در حالی که یکی از معانی تمر به معنی اب مروارید است که انسان را دچار نقص بینایی می کند یعنی کور و کم بینابنابراین معنی مصرع چنین است شب تمام شد و صبح امده اما تو بدلیل نقص بینایی روز را درک نکردی و درتاریکی قرار داری
user_image
فردین کرمی فر
۱۴۰۲/۰۶/۱۱ - ۱۰:۴۶:۰۶
سلام چرا دوستان هرچی رو به اخر کتاب میریم کمرنگ تر میشید 😂 الان من چکار کنم 😭 واقعا اساتید گرامی حاشیه گذاری رو رها نکنین  انگار با کاروان  تا وسط راه اومدم الان فقط خودم تنها موندم کسی نیس دیگه 🖐️🖐️🤌😭😂😂😂 م