مولانا

مولانا

بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را

۱

یک عرابی بار کرده اشتری

دو جوال زفت از دانه پری

۲

او نشسته بر سر هر دو جوال

یک حدیث‌انداز کرد او را سؤال

۳

از وطن پرسید و آوردش بگفت

واندر آن پرسش بسی درها بسفت

۴

بعد از آن گفتش که این هر دو جوال

چیست آکنده بگو مصدوق حال

۵

گفت اندر یک جوالم گندمست

در دگر ریگی نه قوت مردمست

۶

گفت تو چون بار کردی این رمال

گفت تا تنها نماند آن جوال

۷

گفت نیم گندم آن تنگ را

در دگر ریز از پی فرهنگ را

۸

تا سبک گردد جوال و هم شتر

گفت شاباش ای حکیم اهل و حر

۹

این چنین فکر دقیق و رای خوب

تو چنین عریان پیاده در لغوب

۱۰

رحمش آمد بر حکیم و عزم کرد

کش بر اشتر بر نشاند نیک‌مرد

۱۱

باز گفتش ای حکیم خوش‌سخن

شمه‌ای از حال خود هم شرح کن

۱۲

این چنین عقل و کفایت که توراست

تو وزیری یا شهی بر گوی راست

۱۳

گفت این هر دو نیم از عامه‌ام

بنگر اندر حال و اندر جامه‌ام

۱۴

گفت اشتر چند داری چند گاو

گفت نه این و نه آن ما را مکاو

۱۵

گفت رختت چیست باری در دکان

گفت ما را کو دکان و کو مکان

۱۶

گفت پس از نقد پرسم نقد چند

که توی تنهارو و محبوب‌پند

۱۷

کیمیای مس عالم با توست

عقل و دانش را گوهر تو بر توست

۱۸

گفت والله نیست یا وجه العرب

در همه ملکم وجوه قوت شب

۱۹

پا برهنه تن برهنه می‌دوم

هر که نانی می‌دهد آنجا روم

۲۰

مر مرا زین حکمت و فضل و هنر

نیست حاصل جز خیال و درد سر

۲۱

پس عرب گفتش که رو دور از برم

تا نبارد شومی تو بر سرم

۲۲

دور بر آن حکمت شومت ز من

نطق تو شومست بر اهل زمن

۲۳

یا تو آن سو رو من این سو می‌دوم

ور تو را ره پیش من وا پس روم

۲۴

یک جوالم گندم و دیگر ز ریگ

به بود زین حیله‌های مردریگ

۲۵

احمقی‌ام پس مبارک احمقیست

که دلم با برگ و جانم متقیست

۲۶

گر تو خواهی کت شقاوت کم شود

جهد کن تا از تو حکمت کم شود

۲۷

حکمتی کز طبع زاید وز خیال

حکمتی نی فیض نور ذوالجلال

۲۸

حکمت دنیا فزاید ظن و شک

حکمت دینی برد فوق فلک

۲۹

زوبعان زیرک آخر زمان

بر فزوده خویش بر پیشینیان

۳۰

حیله‌آموزان جگرها سوخته

فعلها و مکرها آموخته

۳۱

صبر و ایثار و سخای نفس و جود

باد داده کان بود اکسیر سود

۳۲

فکر آن باشد که بگشاید رهی

راه آن باشد که پیش آید شهی

۳۳

شاه آن باشد که پیش شه رود

نه به مخزنها و لشکر شه شود

۳۴

تا بماند شاهی او سرمدی

همچو عز ملک دین احمدی

تصاویر و صوت

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 188
مثنوی معنوی ـ ج ۱ و ۲ و ۳ (براساس نسخه قونیه) به تصحیح عبدالکریم سروش - مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) - تصویر ۳۵۳
مثنوی معنوی ( دفتر اول و دوم ) بر اساس آخرین تصحیح نیکلسون و مقابله با نسخهٔ قونیه به کوشش حسن لاهوتی - جلال الدین محمد بن محمد مولوی - تصویر ۴۴۰

نظرات

user_image
Ehsan
۱۳۹۱/۱۰/۱۹ - ۰۸:۳۵:۵۶
به نظر می رسد که در بیت دوم «سوال» درست باشد و نه سال.
user_image
Elham
۱۳۹۵/۰۱/۳۰ - ۰۴:۲۹:۴۷
گر تو خواهی کز شقاوت کم شود جهد کن تا عشق تو افزون شود
user_image
علی
۱۴۰۰/۰۱/۲۴ - ۱۵:۰۳:۲۲
بیت یکی به آخر به این شکل صحیح است:شاه آن باشد که از خود شه بُوَد نه به مخزن ها و لشکر، شه شود
user_image
نیلوفر niloofar.mohammadi.ch@gmail.com
۱۴۰۱/۰۹/۰۹ - ۰۳:۱۹:۲۳
سلم وقتتون به خیر .دفتر دوم مثنوی از بیت شماره چند شروع میشه؟؟
user_image
کوروش
۱۴۰۲/۰۹/۲۲ - ۱۹:۳۸:۳۳
زوبعان زیرک آخر زمان بر فزوده خویش بر پیشینیان   یعنی چه ؟       
user_image
رضا از کرمان
۱۴۰۲/۱۱/۰۸ - ۱۳:۳۵:۱۹
سلام  زوبعان = جمع زوبعه نام یکی از روسای شیاطین وپریان    زاهدان ظاهری  که صرفا دارای محفوظات هستند در آخر الزمان خود را از عالمان وصاحبدلان پیش از خود بالاتر میدانند .