
مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۹۶
۱
بیا بیا که توی جان جان جان سماع
هزار شمع منور به خاندان سماع
۲
چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل
بیا که ماه تمامی در آسمان سماع
۳
بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست
بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع
۴
بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست
بیا که چون تو زری را ندید کان سماع
۵
بیا که بر در تو شستهاند مشتاقان
ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع
۶
بیا که رونق بازار عشق از لب تست
که شاهدیست نهانی در این دکان سماع
۷
بیار قند معانی ز شمس تبریزی
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع
تصاویر و صوت

نظرات