مولانا

مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۱۰

۱

ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق

۲

تو بس قدیم پیری بس شاه بی‌نظیری

جان را تو دستگیری از آفت علایق

۳

در راه جان سپاری جان‌ها تو را شکاری

آوخ کز این شکاران تا جان کیست لایق

۴

مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد

ای عاشق جمالت نور جلال خالق

۵

گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم

بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق

۶

لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو

ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست صادق

۷

ای آفتاب جان‌ها ای شمس حق تبریز

هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق

تصاویر و صوت

کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 500
عندلیب :

نظرات

user_image
همایون
۱۳۹۹/۰۶/۰۲ - ۱۳:۱۱:۴۴
پیر کهن از معنا های بنیادی فرهنگ ایران استهمچنین شاه بی مانند، از شاهان بی مانند کیومرث، هوشنگ، جمشید، فریدون و منوچهر و کیخسرو را میتوان نام برد و پیر قدیم همانا زال خردمند است که پرورده سیمرغ است و بی مرگ و جاودان است و سیمرغی تازه و نو هر روز اورا همراهی و نگاهداری میکند و او در هر دوره ای حاضر و کارامد است و چون طبیبی حاذق و توانا به معالجه بیماران عشق می پردازدجلال دین با توانایی ویژه و عشق آتشین که به دریای عشق پیوسته است، توانسته این پیر کهن را بشناسد و با او همراه شود و اینگونه آنرا توصیف میکند که رفتاری دوگانه دارد که جذب و دفع است چون دم و بازدم که به صفا و پاکی و صیقل دادن و به بالا بردن می انجامد بی آنکه لحظه ای این رفتار دوگانه را ترک گوید
user_image
همایون
۱۳۹۹/۰۶/۰۲ - ۱۳:۲۵:۰۷
پیر کهن و شاه بی نظیر از معنا های بنیادی فرهنگ ایران استاز شاهان بی مانند میتوان کیومرث، هوشنگ، جمشید، فریدون، منوچهر و کیخسرو را نام بردو پیر قدیمی همانا زال، پرورده سیمرغ که بی مرگ و جاودان است و هر دوره سیمرغی نو او را نگاهداری و همراهی میکندتا او چون طبیبی حاذق و توانمند به شفابخشی بیماران عشق بپردازدجلال دین با عشق آتشین خود که پیوسته دریای عشق است این پیر را میشناسدو با او همراه میشودو اینجا به توصیف آن می پردازد که با رفتار دوگانه جذب و دفع چون دم و بازدم به صفا و پاکی و بالا بردن عاشق می پردازد و هرگز توقف و پایانی در کارش نیست