
رهی معیری
قطعهٔ ۱۰ - همت مردانه
۱
در دام حادثات ز کس یاوری مجوی
بگشا گره به همت مشکلگشای خویش
۲
سعی طبیب موجب درمان درد نیست
از خود طلب دوای دل مبتلای خویش
۳
بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی
واماند آن که تکیه کند بر عصای خویش
۴
گفت آهویی به شیر سگی در شکارگاه
چون گرم پویه دیدش اندر قفای خویش
۵
کای خیرهسر به گرد سمندم نمیرسی
رانی و گر چو برق به تک بادپای خویش
۶
چون من پی رهایی خود میکنم تلاش
لیکن تو بهر خاطر فرمانروای خویش
۷
با من کجا به پویه برابر شوی از آنک
تو بهر غیر پویی و من از برای خویش
تصاویر و صوت

نظرات
نگین شکروی
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
a.p
سیاووش