
صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۸۵
۱
غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
راحت روح طلب کن ز میمنصوری
۲
بخور آن میکه کند تقویت عقل و روان
مخور آن باده که بر عقل دهد رنجوری
۳
جز که از عقل نگردی بسعادت نزدیک
زانچه دورت کند از عقل از آن کن دوری
۴
ترسمت مست برآیی ز لحد روز جزا
که شب و روز رود عمر تو در مخموری
۵
پیش حق عذر جنایات مدان مستی را
نیست مسموع در آن محکمه این معذوری
۶
بنگر حاصل مغروری مغروران را
بس کن این مستی و اینخودسری و مغروری
۷
عالمی سوخته از آتش این آب صغیر
خود که داده است بدین مایه شر دستوری
نظرات