
شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۴۴
۱
آتش عشق تو جان می سوزدم
هر نفس کون و مکان می سوزدم
۲
عود دل در مجمر سینه به عشق
خوش همی سوزم چو آن می سوزدم
۳
مهر تو شمعی و دل پروانه ای
بی محابا خوش روان می سوزدم
۴
معنی عشق تو بر زد آتشی
صورت پیر و جوان می سوزدم
۵
پختگان دانند حال سوز من
کآتش عشقت چه سان می سوزدم
۶
در میان آبم و آتش چو شمع
آشکارم او نهان می سوزدم
۷
ساز سید سوز دل باشد از آن
آتش عشق فلان می سوزدم
نظرات