
شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۶۶
۱
عشق او همدم دیرینهٔ ماست
خلوتش در حرم سینهٔ ماست
۲
جان ما گرچه که آئینهٔ اوست
روی او نیز هم آئینهٔ ماست
۳
کُنج دل گوشهٔ ویرانهٔ اوست
گنج او حاصل گنجینهٔ ماست
۴
عشق ورزیدن و میخواری هم
عادت کهنهٔ دیرینهٔ ماست
۵
صوفی صافی معنی به صفا
طالب صورت پشمینهٔ ماست
۶
آنچه امروز توئی طالب آن
حرفی از درس پریرینهٔ ماست
۷
همچو سید بود ایمن ز خمار
هر که مست از می دوشینهٔ ماست
نظرات