
شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۵
۱
خرم آن دل که شود محرم اسرار شما
دلخوش آن کس که بود عاشق دیدار شما
۲
همت قاصر اگر می طلبد حور و قصور
همت عالی ما هست طلبکار شما
۳
چشم من روی شما هم به شما می بیند
دیده ام نور خداوند ز انوار شما
۴
دو جهان را بفروشیم به یک جرعهٔ می
گر خریدار بود بر سر بازار شما
۵
بزم عشقست شما عاشق و ما مست و خراب
تا ابد لطف خدا باد نگهدار شما
۶
جان چه باشد که کنم در قدمت ایثارش
قاصرم گر همه عالم کنم ایثار شما
۷
نعمت الله ز خدا وصل شما می خواهد
هست امیدش که رسد باز به دیدار شما
نظرات