
شاه نعمتالله ولی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱
۱
ای جان پدر به حال ما رحمی کن
زیرا بی تو تمتعی از جان نیست
۲
بسیار فراق تو کشیدم اما
زین بیش مرا تحمل هجران نیست
۳
ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست
مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست
۴
بگذر ز خرابهٔ جهان جان پدر
آن گیر که این جهان همه ویران نیست
۵
برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم
با همت دوست قیمتش چندان نیست
نظرات