
شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگان
۱
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوار
در ده عشق تو اندر کوچه و بازار، زار
۲
در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست، دوست
جز تو در عالم نخواهم ای بت عیّار، یار
۳
از دهانت کار گشته بر من دلتنگ، تنگ
با لب لعل تو دارد این دل افگار، کار
۴
هر چه میخواهی بکن با من تو ای طنّاز، ناز
گر دهی یک بوسهام زان لعل شکربار، بار
۵
ساقیا! زان آتشین می ساغری لبریز، ریز
تا به مستی بر زنم در رشتهٔ زنار، نار
۶
مطربا! بزم سماع است و بزن بر چنگ، چنگ
چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار، دار
۷
ای صبوحی شعر تو آرد به هر مدهوش، هوش
خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار، عار
نظرات
فرهاد
واو
ناشناس
علیرضا محدثی
یکی از ناشناسان
علیرضا محدثی
گمنام
علیرضا محدثی
گمنام
گمنام
محمد جواد
مهدی صادق زاده شیراز
مهدی صادق زاده شیراز
حسین
بابک
جلال ارغوانی