
فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۰۳
۱
دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
همچو اشکی که به دامان رسد و بنشیند
۲
کو مروت که سمومی چو درین دشت آید
بر سر خاک شهیدان رسد و بنشیند
۳
بوی پیراهن یوسف به جهان در تک و پوست
خرم آن دم که به کنعان رسد و بنشیند
۴
چون مریضی که نشیند در بیمارستان
بی تو نظاره به مژگان رسد و بنشیند
۵
ناله چون ناله بلبل غرضآلود مباد
که چو شبنم به گلستان رسد و بنشیند
۶
کی بود کی که فصیحی ز بیابان مراد
بر در کعبه حرمان رسد و بنشیند
نظرات