نظام قاری

نظام قاری

شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید

۱

نام آن لب بخط سبز بجائی دیدم

کاغذی یافتم و قند در و پیچیدم

در جواب آن

۲

روی تقویم ز خط خوش مخفی دیدم

جامه روزی که نکو بود بقد ببریدم

۳

بود دسمالچه چون وصله اندام کتان

حرمتش داشته بردیده و رو مالیدم

۴

برکی پنج گزی بر سر خود بنهادم

قصه غصه دستار فرو پیچیدم

۵

جامه کان نرسد بر قد و لایق نبود

بر تو پوشیده نماند که از او ببریدم

۶

گفتم از میخ در ایجامه همه پاره شدی

گفت من رفتم و اینک عتبه بوسیدم

۷

بود از پشتی سنجاب و سمور و قاقم

این که بر لشکر سرما زدم و کوشیدم

۸

مخفی وصله زده خاص برویش قاری

پرده بر سر صد عیب نهان پوشیدم

تصاویر و صوت

دیوان البسه مولانا محمود نظام قاری از روی چاپ میرزا حبیب اصفهانی به اهتمام محمد مشیری » تصویر 110

نظرات