
مجد همگر
شمارهٔ ۸۶
۱
ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
وز قامت و رو آب گل و سرو بکاست
۲
بگشادم خون ز دیده و عقلم گفت
مگشای در دیده که مه در جوزاست
نظرات