
حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۵۱
۱
ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
در جیب جان سوخته، یک مشت داغ ریز
۲
اززهد خشک مهر و وفاگل نمی کند
خونش به خاک شوره زمین فراغ ریز
۳
از غیب بشکفان لب لعلی به طالعم
شوری درین بهار مرا در دماغ ریز
۴
مشکین عذار من، به چمن طرّه برفشان
بویی ازین بنفشه و سنبل به باغ ریز
۵
هرگز به کویت آبله پایان نمی رسند
خاری به راه پی سپران سراغ ریز
۶
ای دل درین بهار، نثار ره جنون
اشکی به رنگ لاله به دامان راغ ریز
۷
شوری فتاده است حزین از نوای تو
مشتی ازین نمک به گریبان داغ ریز
نظرات