
جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۵۹
۱
از آتش دل چو شمع در سوز و گداز
هستم من بیچاره به شبهای دراز
۲
سرگشته روزگار یاری شده ام
یارب به کرم کار من خسته بساز
نظرات