
حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۶۴
۱
مرا هاتفی داد ناگاه توبه
بگو گفت استغفرالله توبه
۲
بگفتم ز می توبه کردم خدایا
به رغبت، نکردم به اکراه توبه
۳
شب و روز اورادِ من توبه باشد
سحرگاه توبه، شبان گاه توبه
۴
مرا گفت یاری پراکنده خو کن
نگیرند از سر به هر ماه توبه
۵
اگر نشنوده توبه ی من شهنشه
کنم از جوارِ شهنشاه توبه
۶
نی ام پای بندِ حطامِ مزوّر
هم از مال توبه ، هم از جاه توبه
۷
کنم توبه از توبه ی سست کردن
که محکم نباشد ز برناه توبه
۸
سیاهی برفت و سفیدی درآمد
به تقوی کنون می دهد راه توبه
۹
نزاری ز دشمن ببر یعنی از خود
به نیکی توقّع ز بدخواه توبه
نظرات