
حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۴۷
۱
همای وارم اگر سایه بر سر اندازی
بر آفرینش عالم کنم سرافرازی
۲
عنایت تو اگر هم عنان ما باشد
سبق بریم چو صاحب دلان به ممتازی
۳
تراست مملکت حسن و در مقابل تو
زمانه را نرسد دل بر و طنّازی
۴
کرشمه ای به عنایت ز غمزه ی توبسم
کسم ز پیش نراند اگر تو بنوازی
۵
که دست گیرد و کی باز برتواند خاست
ز التفات نظر هر که را بیندازی
۶
به دست من چه زمین بوسه ای ز دور و همین
به پای بوس مگر هم تو چاره ای سازی
۷
تو راه ده به وصالم غم مشنّع نیست
رقیب گوی ترا عادت است غمّازی
۸
نزاریا سر تسلیم نه سخن کوتاه
زبان درازی تا چند و قصّه پردازی
نظرات