
عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۷۴
۱
وصل جانان باشدم جان گو مباش
در جهان جز فکر جانان گو مباش
۲
ساکن خلوت سرای انس را
گلشن و بستان و ایوان گو مباش
۳
ما کجا اسباب دنیا از کجا
مور را ملک سلیمان گو مباش
۴
چون ز یزدان هرچه خواهی میدهد
خلعت و انعام سلطان گو مباش
۵
ما گدایانیم ما را چون عبید
مال و جاه و حکم و فرمان گو مباش
تصاویر و صوت

نظرات
نریمان
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.